اسناد و مدارک عزاداری در کتب اهل سنت
khadem zahra | شنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۴۰ ب.ظ
هنگامى که لشکر دشمن ، حسین علیه السلام را محاصره کردند و خواستند او را به شهادت برسانند ، پرسید : این زمین چه نام دارد ؟ گفتند :کربلا . حسین علیه السلام فرمود : رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله راست فرمود که این زمین ، «کرب» و «بلا» است به گزارش شیعه آنلاین به نقل از سنت، در این گزارش تلاش شده اسناد و مدارکی از کتب اهل تسنن در مورد عزدارای جمع آوری شود.

هنگامى که لشکر دشمن ، حسین علیه السلام را محاصره کردند و خواستند او را به شهادت برسانند ، پرسید : این زمین چه نام دارد ؟ گفتند :کربلا . حسین علیه السلام فرمود : رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله راست فرمود که این زمین ، «کرب» و «بلا» است به گزارش شیعه آنلاین به نقل از سنت، در این گزارش تلاش شده اسناد و مدارکی از کتب اهل تسنن در مورد عزدارای جمع آوری شود.
جبرئیل و خبر شهادت امام حسین علیه السلام
از ام سلمه نقل شده است که گفت : در یکى از روزها که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در منزل من نشسته بود ، به من فرمود : مواظب باش احدى بر من وارد نشود . من همچنان مراقب بودم که ناگهان حسین علیه السلام وارد شد و صداى گریه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بگوشم رسید . دیدم حسین علیه السلام در دامان پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله ـ یا در کنار آن حضرت ـ قرار گرفته بود و حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله گریهکنان دست بر سر او مىکشید . پوزش خواستم و گفتم : به خدا سوگند ! من متوجه ورود او به اتاق نشدم . رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود : (از این که گفتم مواظب باش تا کسى بر من وارد نشود به این دلیل بود که) جبرئیل در این جا حضور داشت و همین که حسین علیه السلام را مشاهده کرد پرسید : آیا او را دوست مىدارى ؟ در پاسخ گفتم : آرى ! . جبرئیل گفت : امّتت او را در سرزمینى به نام کربلا شهید مىکنند .
ام سلمه مىگوید : آنگاه از خاک کربلا مشتى برداشت و به حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله نشان داد . هنگامى که لشکر دشمن ، حسین علیه السلام را محاصره کردند و خواستند او را به شهادت برسانند ، پرسید : این زمین چه نام دارد ؟ گفتند :کربلا . حسین علیه السلام فرمود : رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله راست فرمود که این زمین ، «کرب» و «بلا» است
المعجم الکبیر ، الطبرانی ، ج 23 ، ص 289 – 290 و مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج 9 ، ص 188 – 189 و کنز العمال ، المتقی الهندی ، ج 13 ، ص 656 – 657 و ...
از ام سلمه نقل شده است که گفت : در یکى از روزها که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در منزل من نشسته بود ، به من فرمود : مواظب باش احدى بر من وارد نشود . من همچنان مراقب بودم که ناگهان حسین علیه السلام وارد شد و صداى گریه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بگوشم رسید . دیدم حسین علیه السلام در دامان پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله ـ یا در کنار آن حضرت ـ قرار گرفته بود و حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله گریهکنان دست بر سر او مىکشید . پوزش خواستم و گفتم : به خدا سوگند ! من متوجه ورود او به اتاق نشدم . رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود : (از این که گفتم مواظب باش تا کسى بر من وارد نشود به این دلیل بود که) جبرئیل در این جا حضور داشت و همین که حسین علیه السلام را مشاهده کرد پرسید : آیا او را دوست مىدارى ؟ در پاسخ گفتم : آرى ! . جبرئیل گفت : امّتت او را در سرزمینى به نام کربلا شهید مىکنند .
ام سلمه مىگوید : آنگاه از خاک کربلا مشتى برداشت و به حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله نشان داد . هنگامى که لشکر دشمن ، حسین علیه السلام را محاصره کردند و خواستند او را به شهادت برسانند ، پرسید : این زمین چه نام دارد ؟ گفتند :کربلا . حسین علیه السلام فرمود : رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله راست فرمود که این زمین ، «کرب» و «بلا» است
المعجم الکبیر ، الطبرانی ، ج 23 ، ص 289 – 290 و مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج 9 ، ص 188 – 189 و کنز العمال ، المتقی الهندی ، ج 13 ، ص 656 – 657 و ...

خبر شهادت امام حسین توسط رسول الله
به گواهی اهل سنت، عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام سابقه ای به درازای تاریخ اسلام دارد و به حیات پیامبر و سیره آن بزرگوار برمی گردد . منابع تاریخی اهل سنت به وضوح این نکته را بیان نموده اند که آن حضرت نخستین فردی بود که از شهادت فرزندش حسین بن علی علیه السلام خبر داد و برای مظلومیت وی اشک ریخت .
امام حسین علیه السلام نقل کرد: ام سلمه خبر داد: جبرئیل نزد رسول خدا بود و تو پیش من بودی و ناگهان گریستی . پیامبر فرمود:
بگذار فرزندم را . من تو را رها نمودم، پیامبر تو را برداشت و در آغوش کشید . جبرئیل پس از دیدن این منظره پرسید: آیا دوستش داری؟ پیامبر پاسخ داد: بلی . جبرئیل گفت: همانا امت شما به زودی او را خواهند کشت; آیا می خواهی خاک سرزمینی را که در آنجا کشته می شود به تو نشان بدهم و آن را ببینی؟ گفت: بلی . پس جبرئیل بال هایش را گشود و زمین کربلا را نشان داد ... پیامبر از آن حالت بیرون آمد و در دستش خاک سرخ بود(سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 250/مسند احمد، ج 4، ص 127و 126/ذخائر العقبی، ص 164و 146/تاریخ دمشق، ص 168)
به گواهی اهل سنت، عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام سابقه ای به درازای تاریخ اسلام دارد و به حیات پیامبر و سیره آن بزرگوار برمی گردد . منابع تاریخی اهل سنت به وضوح این نکته را بیان نموده اند که آن حضرت نخستین فردی بود که از شهادت فرزندش حسین بن علی علیه السلام خبر داد و برای مظلومیت وی اشک ریخت .
امام حسین علیه السلام نقل کرد: ام سلمه خبر داد: جبرئیل نزد رسول خدا بود و تو پیش من بودی و ناگهان گریستی . پیامبر فرمود:
بگذار فرزندم را . من تو را رها نمودم، پیامبر تو را برداشت و در آغوش کشید . جبرئیل پس از دیدن این منظره پرسید: آیا دوستش داری؟ پیامبر پاسخ داد: بلی . جبرئیل گفت: همانا امت شما به زودی او را خواهند کشت; آیا می خواهی خاک سرزمینی را که در آنجا کشته می شود به تو نشان بدهم و آن را ببینی؟ گفت: بلی . پس جبرئیل بال هایش را گشود و زمین کربلا را نشان داد ... پیامبر از آن حالت بیرون آمد و در دستش خاک سرخ بود(سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 250/مسند احمد، ج 4، ص 127و 126/ذخائر العقبی، ص 164و 146/تاریخ دمشق، ص 168)

ام سلمه وخبر شهادت امام حسین علیه السلام
اى محمد! امت تو فرزندت حسین را شهید خواهند کرد. آنگاه رسول خدا گریست، سپس حسین را در آغوش گرفته و به سینه چسبانید و فرمود: این تربت در نزد تو امانت باشد. خاک را بوییدند و فرمودند: اى ام سلمه! هرگاه این تربت رنگ خون به خود گرفت، بدان که فرزندم حسین به شهادت رسیده است.(( مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نورالدین هیثمى، ج9، ص 189، باب مناقب الحسین بن على؛ ذخائر)
اى محمد! امت تو فرزندت حسین را شهید خواهند کرد. آنگاه رسول خدا گریست، سپس حسین را در آغوش گرفته و به سینه چسبانید و فرمود: این تربت در نزد تو امانت باشد. خاک را بوییدند و فرمودند: اى ام سلمه! هرگاه این تربت رنگ خون به خود گرفت، بدان که فرزندم حسین به شهادت رسیده است.(( مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نورالدین هیثمى، ج9، ص 189، باب مناقب الحسین بن على؛ ذخائر)

خواب ام الفضل درباره شهادت امام حسین علیه السلام
ام الفضل دختر حارث روزى حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شده عرضه داشت دیشب خواب وحشتناکى دیدم . آن حضرت فرمود : خواب خود را بگو . عرضه کرد خواب عجیبى است که از اظهار آن خوددارى مىکنم . فرمود : در عین حال باز هم خوابت را نقل کن . عرض کرد : در خواب دیدم مانند آن که قطعه از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد . رسول خدا فرمود : خواب بسیار خوبى دیدى . به زودى فاطمه (علیها السلام) فرزندى خواهد آورد و آن فرزند در دامن تو خواهد بود و چون حسین (علیه السلام) متولد شد آن حضرت در دامن من قرار گرفت .
روزى همچنان که حسین (علیه السلامم) در دامن من بود به ر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدم . حضرت نگاهى به حسین نمود و دیدگانش اشک آلود شد . عرضه داشتم پدر و مادرم فداى شما باد چرا گریستید ؟ فرمود : هم اکنون جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد امت من به زودى همین فرزند مرا شهید مىکنند و خاکى از خاک سرخ رنگ او براى من آورد .
حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می گوید :هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .
المستدرک ، الحاکم النیسابوری ، ج 3 ، ص 176 – 177 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 196 – 197 و البدایة والنهایة ، ابن کثیر ، ج 6 ، ص 258
ام الفضل دختر حارث روزى حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شده عرضه داشت دیشب خواب وحشتناکى دیدم . آن حضرت فرمود : خواب خود را بگو . عرضه کرد خواب عجیبى است که از اظهار آن خوددارى مىکنم . فرمود : در عین حال باز هم خوابت را نقل کن . عرض کرد : در خواب دیدم مانند آن که قطعه از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد . رسول خدا فرمود : خواب بسیار خوبى دیدى . به زودى فاطمه (علیها السلام) فرزندى خواهد آورد و آن فرزند در دامن تو خواهد بود و چون حسین (علیه السلام) متولد شد آن حضرت در دامن من قرار گرفت .
روزى همچنان که حسین (علیه السلامم) در دامن من بود به ر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدم . حضرت نگاهى به حسین نمود و دیدگانش اشک آلود شد . عرضه داشتم پدر و مادرم فداى شما باد چرا گریستید ؟ فرمود : هم اکنون جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد امت من به زودى همین فرزند مرا شهید مىکنند و خاکى از خاک سرخ رنگ او براى من آورد .
حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می گوید :هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .
المستدرک ، الحاکم النیسابوری ، ج 3 ، ص 176 – 177 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 196 – 197 و البدایة والنهایة ، ابن کثیر ، ج 6 ، ص 258

گریه های پیغمبر و محل شهادت امام حسین علیه السلام
احمد بن حنبل در مسندش گفته است که ... همراه علی می رفت وظرف آب حضرت را همراه داشت . پس وقتی به نینوا رسید – در حالیکه به صفین می رفت – پس صدا زد که ای ابا عبد الله در شط فرات صبر کن . گفتم این چه معنی دارد ؟ فرمودند : به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رفتم وحال آنکه دو چشم ایشان (مانندچشمه) می جوشید . پس به من فرمودند که جیریل در کنار من ایستاد وگفت که حسین در کنار شط فرات کشته می شود . وگفت آیا می خواهی که بوی تربت وی را احساس کنی ؟ گفتم آری ، پس کفی از خاک وی را گرفته به من داد ، پس نتوانستم که جلوی اشک چشم خود را بگیرم ...
... از انس نقل شده است که فرشته باران در روز ام سلمه( روزی که رسول خدا در خانه وی بودند) از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اجازه حضور گرفت . پس حضرت فرمودند که ای ام سلمه ، مراقب در باش که کسی بر ما وارد نشود . در این هنگام حسین علیه السلام آمد پس با اصرار وارد اتاق شد و بر پشت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم پرید .ورسول خدا او را بوسیدند ؛ پس فرشته باران گفت: آیا او را دوست می دارید؟ حضرت فرمودند : آری ، گفت : بدرستیکه امت تو او را بعد از تو می کشند . اگر بخواهید مکان شهادت وی را به شما نشان خواهم داد . پس حضرت قبول فرمودند . پس وی حضرت را در کنار تپه ای یا خاک سرخی آورد .
ثابت گفت : ما آن را کربلا می گفتیم. روایتهای عماره روایات خوبی است .
...رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به همسرانشان فرمودند این کودک – حسین – را به گریه نیندازید . پس نوبت ام سلمه شده بود که جبریل نازل شد پس حضرت به ام سلمه فرمودند که نگذار کسی وارد اتاق شود . پس حسین آمد و شروع به گریه کرد . پس ام سلمه اجازه داد که ایشان وارد شود . پس وارد شده بر دامان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نشست . پس جبریل گفت که ام تو او را خواهند کشت . حضرت پرسیدند او را می کشند وحال آنکه مومنند!!!(ادعای ایمان دارند؟) گفت آری وتربتش را به حضرت نشان داد .
...ام سلمه به من خبر داد که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روزی خوابیده بودند ، پس در حالت ناراحتی بیدار شدند ، سپس دوباره استراحت فرموده ودوباره بیدار شدند و حال آنکه گرفتگی ایشان کمتر بود .دوباره خوابیدند وبیدار شدند و در دستشان خاک سرخی بود که آن را می بوسیدند . سوال کردم که این خاک چیست؟ فرمودند جبریل به من خبر داد که حسین در عراق کشته خواهد شد و این تربت وی است ...
رسول خدا به وی فرمودند که فرشته ای به نزد من آمد که تا کنون نیامده بود .پس گفت که فرزندت حسین کشته خواهد شد و اگر بخواهی خاک زمینی را که در آن کشته می شود به تو نشان دهم ..... سندش صحیح است احمد و عده ای آن را نقل کرده اند
احمد بن حنبل در مسندش گفته است که ... همراه علی می رفت وظرف آب حضرت را همراه داشت . پس وقتی به نینوا رسید – در حالیکه به صفین می رفت – پس صدا زد که ای ابا عبد الله در شط فرات صبر کن . گفتم این چه معنی دارد ؟ فرمودند : به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رفتم وحال آنکه دو چشم ایشان (مانندچشمه) می جوشید . پس به من فرمودند که جیریل در کنار من ایستاد وگفت که حسین در کنار شط فرات کشته می شود . وگفت آیا می خواهی که بوی تربت وی را احساس کنی ؟ گفتم آری ، پس کفی از خاک وی را گرفته به من داد ، پس نتوانستم که جلوی اشک چشم خود را بگیرم ...
... از انس نقل شده است که فرشته باران در روز ام سلمه( روزی که رسول خدا در خانه وی بودند) از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اجازه حضور گرفت . پس حضرت فرمودند که ای ام سلمه ، مراقب در باش که کسی بر ما وارد نشود . در این هنگام حسین علیه السلام آمد پس با اصرار وارد اتاق شد و بر پشت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم پرید .ورسول خدا او را بوسیدند ؛ پس فرشته باران گفت: آیا او را دوست می دارید؟ حضرت فرمودند : آری ، گفت : بدرستیکه امت تو او را بعد از تو می کشند . اگر بخواهید مکان شهادت وی را به شما نشان خواهم داد . پس حضرت قبول فرمودند . پس وی حضرت را در کنار تپه ای یا خاک سرخی آورد .
ثابت گفت : ما آن را کربلا می گفتیم. روایتهای عماره روایات خوبی است .
...رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به همسرانشان فرمودند این کودک – حسین – را به گریه نیندازید . پس نوبت ام سلمه شده بود که جبریل نازل شد پس حضرت به ام سلمه فرمودند که نگذار کسی وارد اتاق شود . پس حسین آمد و شروع به گریه کرد . پس ام سلمه اجازه داد که ایشان وارد شود . پس وارد شده بر دامان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نشست . پس جبریل گفت که ام تو او را خواهند کشت . حضرت پرسیدند او را می کشند وحال آنکه مومنند!!!(ادعای ایمان دارند؟) گفت آری وتربتش را به حضرت نشان داد .
...ام سلمه به من خبر داد که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روزی خوابیده بودند ، پس در حالت ناراحتی بیدار شدند ، سپس دوباره استراحت فرموده ودوباره بیدار شدند و حال آنکه گرفتگی ایشان کمتر بود .دوباره خوابیدند وبیدار شدند و در دستشان خاک سرخی بود که آن را می بوسیدند . سوال کردم که این خاک چیست؟ فرمودند جبریل به من خبر داد که حسین در عراق کشته خواهد شد و این تربت وی است ...
رسول خدا به وی فرمودند که فرشته ای به نزد من آمد که تا کنون نیامده بود .پس گفت که فرزندت حسین کشته خواهد شد و اگر بخواهی خاک زمینی را که در آن کشته می شود به تو نشان دهم ..... سندش صحیح است احمد و عده ای آن را نقل کرده اند

ذکر شهادت حضرت سیصد سال قبل از بعثت
با روم می جنگیدیم پس به یکی از کلیساهای ایشان وارد شدیم .پس در آن سنگی بود که روی آن نوشته شده بود :
آیا امتی که حسین را می کشند شفاعت جد او را در روز قیامت امید دارند؟
با روم می جنگیدیم پس به یکی از کلیساهای ایشان وارد شدیم .پس در آن سنگی بود که روی آن نوشته شده بود :
آیا امتی که حسین را می کشند شفاعت جد او را در روز قیامت امید دارند؟

راس امام حسین علیه السلام به روی نی و قرآن خواندن آن

گریه جنیان برای امام حسین علیه السلام
ام سلمه گوید: شنیدم جنیان برای امام حسین گریه و ناله میکردند.
ام سلمه گوید: شنیدم جنیان برای امام حسین گریه و ناله میکردند.

گریه و نوحه خوانی جنیان بر امام حسین علیه السلام
روایت است از ام المومنین ام سلمه علیها السلام که گفت: شنیدم که جنیان برای حسین بن علی (علیه السلام) نوحه میکردند.
الهیثمی میگوید: الطبرانی اینرا روایت کرده و رجال آن رجال صحیح هستند.
همچنین روایت است از ام المومنین میمونه علیها السلام که گفت: شنیدم که جنیان برای حسین بن علی (علیه السلام) نوحه میکردند.
الهیثمی میگوید: الطبرانی اینرا روایت کرده و رجال آن رجال صحیح هستند.
همچنین روایت است از ام المومنین میمونه علیها السلام که گفت: شنیدم که جنیان برای حسین بن علی (علیه السلام) نوحه میکردند.
آسمان بعد شهادت امام حسین علیه السلام
ابن عساکر ، ذهبی ، سیوطی، مزی ، طبرانی ، هیثمی و سایرین مینویسد :
ابن حارث کندی میگوید :وقتی حسین را شهید کردند، تا 7 روز، وقتی نماز میخواندیم، به دیوارهایی که آفتاب افتاده بود نگاه میکردیم، میدیدیم که رنگ آفتاب، همانند چادرهای سرخ رنگ، قرمز شده است و میدیدیدم که برخی از ستاره ها به همدیگر برخورد میکردند.

اسناد باران خون در روزعاشورا

نابسامانی آسمان بعد از شهادت امام حسین علیه السلام
طبری می نویسد که حصین می گوید: «پس از کشته شدن حسین، به مدت دو ماه یا سه ماه اوضاع آسمان و اجرام آن نابسامان گردید و از زمان طلوع آفتاب تا ساعاتی، افق آسمان رنگ خون به خود میگرفت.
طبری می نویسد که حصین می گوید: «پس از کشته شدن حسین، به مدت دو ماه یا سه ماه اوضاع آسمان و اجرام آن نابسامان گردید و از زمان طلوع آفتاب تا ساعاتی، افق آسمان رنگ خون به خود میگرفت.

آسمان بعد از حضرت یحیی برای هیچکس گریه نکرد بجز حضرت حسین علیه السلام
ابن عساکر ، ذهبی ، قرطبی می نویسند : ابن سیرین میگوید : آسمان بعد از حضرت یحیی برای هیچکس گریه نکرد بجز حضرت حسین علیه السلام
ابن عساکر ، ذهبی ، قرطبی می نویسند : ابن سیرین میگوید : آسمان بعد از حضرت یحیی برای هیچکس گریه نکرد بجز حضرت حسین علیه السلام
تاریک شدن دنیا بعد ازشهادت امام حسین علیه السلام
حدثنا خلف بن خلیفة ، عن أبیه ، قال :
لما قتل الحسین اسودت السماء ، وظهرت الکواکب نهارا حتى رأیت الجوزاء عند
العصر وسقط التراب الأحمر .
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 431 – 432 و تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 226 .
خلف بن خلیفه از پدرش نقل می کند که گفت : زمانی که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید ، آن قدر آسمان تاریک شد که هنگام ظهر ستاره های آسمان ظاهر شدند ؛ تا جائی که ستاره جوزا در عصر دیده شده و خاک سرخ از آسمان فرو ریخت .
وقال : وقال علی بن مسهر ، عن جدته : لما قتل الحسین کنت جاریة شابة ، فمکثت السماء بضعة أیام بلیالیهن کأنها علقة .
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 432 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 226 .
علی بن مسهر از جده اش نقل می کند که می گفت: هنگامی که امام حسین به شهادت رسید من دختری نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود که گویا لخته خون بود
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 431 – 432 و تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 226 .
خلف بن خلیفه از پدرش نقل می کند که گفت : زمانی که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید ، آن قدر آسمان تاریک شد که هنگام ظهر ستاره های آسمان ظاهر شدند ؛ تا جائی که ستاره جوزا در عصر دیده شده و خاک سرخ از آسمان فرو ریخت .
وقال : وقال علی بن مسهر ، عن جدته : لما قتل الحسین کنت جاریة شابة ، فمکثت السماء بضعة أیام بلیالیهن کأنها علقة .
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 432 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 226 .
علی بن مسهر از جده اش نقل می کند که می گفت: هنگامی که امام حسین به شهادت رسید من دختری نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود که گویا لخته خون بود
سرخ شدن آسمان بعد ازشهادت امام حسین علیه السلام
وقال علی بن محمد المدائنی ، عن علی بن
مدرک ، عن جده الأسود بن قیس : احمرت آفاق السماء بعد قتل الحسین بستة أشهر
، نرى ذلک فی آفاق السماء کأنها الدم . قال : فحدثت بذلک شریکا ، فقال لی
: ما أنت من الأسود ؟ ، قلت : هو جدی أبو أمی قال : أم والله إن کان
لصدوق الحدیث ، عظیم الأمانة ، مکرما للضیف .
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 432 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 15 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 227 .
علی بن مدرک از پدر بزرگش اسود بن قیس نقل می کند که گفت : پهنه آسمان پس از شهادت امام حسین به مدت شش ماه سرخرنگ شده بود که ما آن را شبیه خون در آسمان مشاهده می کردیم ، علی بن محمد مدائنی از وی سؤال کرد : چه نسبتی با اسود داری ؟ گفت : او جد مادری من است گفت : به خدا سوگند که او راستگو وامانتداری بزرگ ومیهمان نواز
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 432 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 15 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 227 .
علی بن مدرک از پدر بزرگش اسود بن قیس نقل می کند که گفت : پهنه آسمان پس از شهادت امام حسین به مدت شش ماه سرخرنگ شده بود که ما آن را شبیه خون در آسمان مشاهده می کردیم ، علی بن محمد مدائنی از وی سؤال کرد : چه نسبتی با اسود داری ؟ گفت : او جد مادری من است گفت : به خدا سوگند که او راستگو وامانتداری بزرگ ومیهمان نواز
سرخ شدن آسمان بعد ازشهادت امام حسین علیه السلام
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 434 – 435 و تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 313 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 15 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 230.
یزید بن ابی زیاد می گوید: من چهارده ساله بودم که حسین بن علی به شهادت رسید گیاه ورس در بین لشکر به خاکستر تبدیل شد و پهنه آسمان قرمز رنگ شد شتری را لشکریان ذبح کردند آتش از گوشتش زبانه می کشید .
عن هشام عن محمد قال تعلم هذه الحمرة فی الأفق مم هو فقال من یوم قتل الحسین بن علی .
سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 15 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 228 .
هشام از محمد نقل می کند که گفت : می دانی سرخی افق از چه زمانی بوده ؟ از روزی که حسین بن علی به شهادت رسید این سرخی در افق دیده شد .
دیوار دار الإماره خون گریه کرد بعد ازشهادت امام حسین علیه السلام
حدثنی أبو یحیى مهدی بن میمون قال : سمعت
مروان مولى هند بنت المهلب ، قال : حدثنی بواب عبید الله بن زیاد أنه لما
جئ برأس الحسین فوضع بین یدیه ، رأیت حیطان دار الامارة تسایل دما .
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 433 – 434 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 .
هنگامى که سر مبارک امام حسین علیه السلام را در برابر ابن زیاد نهادند ، دیدم که از دیوارهاى دارالاماره خون جارى مىگشت
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 433 – 434 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 .
هنگامى که سر مبارک امام حسین علیه السلام را در برابر ابن زیاد نهادند ، دیدم که از دیوارهاى دارالاماره خون جارى مىگشت
گرفتن خورشیدبعد ازشهادت امام حسین علیه السلام
جاری شدن خون تازه از زیر سنگ هابعد ازشهادت امام حسین علیه السلام
( وقال ) یعقوب بن سفیان ثنا سلیمان ابن حرب ثنا حماد بن زید عن معمر قال َ أَوَّلُ مَا عُرِفَ الزُّهْرِیُّ تَکَلَّمَ فِی مَجْلِسِ الْوَلِیدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ فَقَالَ الْوَلِیدُ أَیُّکُمْ یَعْلَمُ مَا فَعَلَتْ أَحْجَارُ بَیْتِ الْمَقْدِسِ یَوْمَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَقَالَ الزُّهْرِیُّ بَلَغَنِی أَنَّهُ لَمْ یُقْلَبْ حجرا إِلَّا وَ تَحْتَهُ دَمٌ عَبِیط .
تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 434 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 314 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 16 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 .
ابو بکر بیهقى از معروف روایت کرده که ولید بن عبد الملک از زهرى پرسید سنگهاى بیت المقدس در روز کشته شدن حسین بن على چه حالتى به خود گرفتند ، زهرى گفت : به من خبر دادند که در روز شهادت حسین بن علی هر سنگى را که از زمین بر می داشتند در زیر او خون تازه می دیدند .
عَنْ أُمِّ حَیَّانَ قَالَتْ یَوْمَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ أَظْلَمَتْ عَلَیْنَا ثَلَاثاً وَ لَمْ یَمَسَّ أَحَدٌ مِنْ زَعْفَرَانِهِمْ شَیْئاً فَجَعَلَهُ عَلَى وَجْهِهِ إِلَّا احْتَرَقَ وَ لَمْ یُقَلَّبْ حَجَرٌ بِبَیْتِ الْمَقْدِسِ إِلَّا أَصْیب تَحْتَهُ دَماً عَبِیطا
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 434 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 و ...
از ام حیان نقل است که گفت : روز شهادت حسین اسمان سه شبانه روز تاریک شد وهر کس دست به زعفران می زد دستش می سوخت و زیر هر سنگی در بیت المقدس خون دیده می شد .
محمد بن عمر بن علی عن أبیه قال أرسل عبد الملک إلى ابن رأس الجالوت فقال هل کان فی قتل الحسین علامة قال ابن رأس الجالوت ما کشف یومئذ حجر إلا وجد تحته دم عبیط .
تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 16 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 – 230 .
عبد الملک شخصی را نزد پسر راس الجالوت فرستاد تا از وی بپرسد که آیا نشانه ای از کشته شدن حسین درعالم دیده شده است یا نه ، او در پاسخ گفت : هیچ سنگی از زمین بر داشته نشد مگر اینکه خون تازه دیده می شد
( وقال ) یعقوب بن سفیان ثنا سلیمان ابن حرب ثنا حماد بن زید عن معمر قال َ أَوَّلُ مَا عُرِفَ الزُّهْرِیُّ تَکَلَّمَ فِی مَجْلِسِ الْوَلِیدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ فَقَالَ الْوَلِیدُ أَیُّکُمْ یَعْلَمُ مَا فَعَلَتْ أَحْجَارُ بَیْتِ الْمَقْدِسِ یَوْمَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَقَالَ الزُّهْرِیُّ بَلَغَنِی أَنَّهُ لَمْ یُقْلَبْ حجرا إِلَّا وَ تَحْتَهُ دَمٌ عَبِیط .
تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 434 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 314 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 16 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 .
ابو بکر بیهقى از معروف روایت کرده که ولید بن عبد الملک از زهرى پرسید سنگهاى بیت المقدس در روز کشته شدن حسین بن على چه حالتى به خود گرفتند ، زهرى گفت : به من خبر دادند که در روز شهادت حسین بن علی هر سنگى را که از زمین بر می داشتند در زیر او خون تازه می دیدند .
عَنْ أُمِّ حَیَّانَ قَالَتْ یَوْمَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ أَظْلَمَتْ عَلَیْنَا ثَلَاثاً وَ لَمْ یَمَسَّ أَحَدٌ مِنْ زَعْفَرَانِهِمْ شَیْئاً فَجَعَلَهُ عَلَى وَجْهِهِ إِلَّا احْتَرَقَ وَ لَمْ یُقَلَّبْ حَجَرٌ بِبَیْتِ الْمَقْدِسِ إِلَّا أَصْیب تَحْتَهُ دَماً عَبِیطا
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 434 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 و ...
از ام حیان نقل است که گفت : روز شهادت حسین اسمان سه شبانه روز تاریک شد وهر کس دست به زعفران می زد دستش می سوخت و زیر هر سنگی در بیت المقدس خون دیده می شد .
محمد بن عمر بن علی عن أبیه قال أرسل عبد الملک إلى ابن رأس الجالوت فقال هل کان فی قتل الحسین علامة قال ابن رأس الجالوت ما کشف یومئذ حجر إلا وجد تحته دم عبیط .
تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 16 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 – 230 .
عبد الملک شخصی را نزد پسر راس الجالوت فرستاد تا از وی بپرسد که آیا نشانه ای از کشته شدن حسین درعالم دیده شده است یا نه ، او در پاسخ گفت : هیچ سنگی از زمین بر داشته نشد مگر اینکه خون تازه دیده می شد
عَن أَبُو قَبِیلٍ لَمَّا قُتِلَ
الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) کُسِفَتِ الشَّمْسُ کَسْفَةً
بَدَتِ الْکَوَاکِبُ نِصْفَ النَّهَارِ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهَا هِی .
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 433 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 228 و تلخیص الحبیر ، ابن حجر ، ج 5 ، ص 84 و السنن الکبرى ، البیهقی ، ج 3 ، ص 337 .
هنگامى که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، خورشید گرفت و آن قدر تاریک شد که هنگام ظهر ستارههاى آسمان ظاهر گردیدند . از این اتفاق چنین پنداشتم که قیامت برپا شده است
تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 433 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 228 و تلخیص الحبیر ، ابن حجر ، ج 5 ، ص 84 و السنن الکبرى ، البیهقی ، ج 3 ، ص 337 .
هنگامى که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، خورشید گرفت و آن قدر تاریک شد که هنگام ظهر ستارههاى آسمان ظاهر گردیدند . از این اتفاق چنین پنداشتم که قیامت برپا شده است
مرا
سرزنش و ملامت نکنید، یعقوب علیه السلام برای مدتی یکی از فرزندانش را
از دست داد، آنقدر گریه کرد تا بینایی چشمانش را از دست داد، با اینکه
نمیدانست فرزندش مرده است، ولی من 14 نفر از خاندانم را در یک روز در برابر
دیدگانم سر بریدند، آیا فکر میکنید که اندوه و مصیبت برای همیشه از من
دور خواهد شد؟
تهذیب الکمال، مزّی، ج 20، ص 399 ـ البدایه والنهایه، ج 9، ص 125 ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 41، ص386.
تهذیب الکمال، مزّی، ج 20، ص 399 ـ البدایه والنهایه، ج 9، ص 125 ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 41، ص386.
فضیلت گریه بر امام حسین علیه السلام
احمد بن حنبل در فضائل الصحابه مینویسد:
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِسْرَائِیلَ، قَالَ: رَأَیْتُ فِی کِتَابِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْبَلٍ رَحِمَهُ اللَّهُ بِخَطِّ یَدِهِ، نا أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قثنا الرَّبِیعُ بْنُ مُنْذِرٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: کَانَ حُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ، یَقُولُ: " مَنْ دَمَعَتَا عَیْنَاهُ فِینَا دَمْعَةً، أَوْ قَطَرَتْ عَیْنَاهُ فِینَا قَطْرَةً، أَثْوَاهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ.
امام حسین علیه السلام فرمود: هر کس که چشمانش براى ما پر اشک شود و یا یک قطره اشک بریزد خداوند او را در بهشت جاى خواهد داد.
فضائل الصحابة ، ج2، ص840 ـ 841 ، ح1154، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی (متوفای241هـ) ، ناشر : دار ابن الجوزی ـ الریاض ، الطبعة : الثانیة ، 1420هـ ـ 1999م
همین روایت را محب الدین طبری در ذخائر العقبی و ملا علی هروی در مرقاة المفاتیح از کتاب مناقب احمد بن حنبل نقل کرده اند :
ذخائر العقبى فی مناقب ذوی القربى ج 1 ص 19، اسم المؤلف: محب الدین أحمد بن عبد الله الطبری الوفاة: جمادى الآخرة / 694هـ ، دار النشر : دار الکتب المصریة - مصر
مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ، ج 11 ص 315، اسم المؤلف: علی بن سلطان محمد القاری الوفاة: 1014هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : جمال عیتانی
محقق کتاب گفته است که تمام راویان این روایت ثقه هستند ، غیر از احمد بن اسرائیل که من مطلبی در باره او نیافتم . جناب محقق ! شما نیافتی دلیل نمیشود که ما هم پیدا نکنیم .
ابن أثیر در الکامل فی التاریخ گفته است که او صالح بوده .
وفیها قتل أحمد بن إسرائیل وکان صالح
الکامل فی التاریخ ، ج 6 ص 203، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم الشیبانی الوفاة: 630هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1415هـ ، الطبعة : ط2 ، تحقیق : عبد الله القاضی
او وزیر المعتز بالله و از نظر حافظه آن قدر قوی بوده که وقتی یک مطلب را یکبار میشنید ، حفظ میکرد ؛ چنانچه ذهبی در باره او گفته:
وکان أحمد بن إسرائیل من أذکیاء العالم لا یسمع شیئاً إلا حفظه . وکان إلیه المنتهى فی حساب الدیوان . وأول من قدمه وأظهره محمد بن عبد الملک الزیات .
تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 19 ص 34، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى
در قبول یک روایت از راوی ، دو شرط لازم است : یکی عدالت و دیگر حافظه قوی . عدالت و صلاح او را از زبان ابن أثیر و حافظه اش را از زبان ذهبی ثابت کردیم ؛ پس او نیز ثقه است و قابل اعتماد و در نتیجه سند روایت کاملا معتبر است.
احمد بن حنبل در فضائل الصحابه مینویسد:
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِسْرَائِیلَ، قَالَ: رَأَیْتُ فِی کِتَابِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْبَلٍ رَحِمَهُ اللَّهُ بِخَطِّ یَدِهِ، نا أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قثنا الرَّبِیعُ بْنُ مُنْذِرٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: کَانَ حُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ، یَقُولُ: " مَنْ دَمَعَتَا عَیْنَاهُ فِینَا دَمْعَةً، أَوْ قَطَرَتْ عَیْنَاهُ فِینَا قَطْرَةً، أَثْوَاهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ.
امام حسین علیه السلام فرمود: هر کس که چشمانش براى ما پر اشک شود و یا یک قطره اشک بریزد خداوند او را در بهشت جاى خواهد داد.
فضائل الصحابة ، ج2، ص840 ـ 841 ، ح1154، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی (متوفای241هـ) ، ناشر : دار ابن الجوزی ـ الریاض ، الطبعة : الثانیة ، 1420هـ ـ 1999م
همین روایت را محب الدین طبری در ذخائر العقبی و ملا علی هروی در مرقاة المفاتیح از کتاب مناقب احمد بن حنبل نقل کرده اند :
ذخائر العقبى فی مناقب ذوی القربى ج 1 ص 19، اسم المؤلف: محب الدین أحمد بن عبد الله الطبری الوفاة: جمادى الآخرة / 694هـ ، دار النشر : دار الکتب المصریة - مصر
مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ، ج 11 ص 315، اسم المؤلف: علی بن سلطان محمد القاری الوفاة: 1014هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : جمال عیتانی
محقق کتاب گفته است که تمام راویان این روایت ثقه هستند ، غیر از احمد بن اسرائیل که من مطلبی در باره او نیافتم . جناب محقق ! شما نیافتی دلیل نمیشود که ما هم پیدا نکنیم .
ابن أثیر در الکامل فی التاریخ گفته است که او صالح بوده .
وفیها قتل أحمد بن إسرائیل وکان صالح
الکامل فی التاریخ ، ج 6 ص 203، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم الشیبانی الوفاة: 630هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1415هـ ، الطبعة : ط2 ، تحقیق : عبد الله القاضی
او وزیر المعتز بالله و از نظر حافظه آن قدر قوی بوده که وقتی یک مطلب را یکبار میشنید ، حفظ میکرد ؛ چنانچه ذهبی در باره او گفته:
وکان أحمد بن إسرائیل من أذکیاء العالم لا یسمع شیئاً إلا حفظه . وکان إلیه المنتهى فی حساب الدیوان . وأول من قدمه وأظهره محمد بن عبد الملک الزیات .
تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 19 ص 34، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى
در قبول یک روایت از راوی ، دو شرط لازم است : یکی عدالت و دیگر حافظه قوی . عدالت و صلاح او را از زبان ابن أثیر و حافظه اش را از زبان ذهبی ثابت کردیم ؛ پس او نیز ثقه است و قابل اعتماد و در نتیجه سند روایت کاملا معتبر است.
یزید ملعون وشراب خواری در طفولیت
ابن کثیر و دیگران این
روایت را ذکر کردهاند:کان یزید بن معاویة فی حداثته صاحب شرب.یزید بن
معاویعه از کودکی اهل شرب خمر بود.(البدایة والنهایة، ج 8، ص228 ـ تاریخ
مدینة دمشق، ابن عساکر، ج 65، ص 403)

یزید ملعون و ملوط بودنش
حاضرین به غایبین خبر دهند، خلیفه مأبون یعنی یزید:
ذهبی و برخی دیگر از بزرگان اهل سنت در باره یزید اینگونه آوردهاند:
عبد الملک در مکه به هنگام حج برای مردم خطبهای خواند و در آن برای مردم اینگونه سخن گفت: اما بعد، ای مردم! کسانی که قبل از من به خلافت رسیدند هم خود مال مردم را خوردند و هم به دیگران دادند تا بخورند، به خدا سوگند! مشکلات این امت را مداوا نخواهم کرد مگر با شمشیر؛ چرا که من مانند: عثمان خلیفهای مستضعف و مفلوک نیستم. و نیز خلیفهای سهلگیر و مسامحهگر همچون معاویه نیستم. و خلیفهای أبنهای همچون یزید نیستم. شما را تا زمانی تحمل میکنم که رایت و حکومت و منبر و تخت و تاجم در خطر نباشد. و ما نسبت به عمرو بن سعید با تمام قرابت و حقی که داشت اینگونه کردیم و او با سرش اینچنین کرد و ما نیز با شمشیرمان اینچنین میکنیم. این خبر را حاضرین به غائبین برسانند.
تاریخ الاسلام، ذهبی، ج 5، ص 325 ـ تاریخ مدینة دمشق، ج 37، ص 135ـ البیان والتبیین، جاحظ(255)، ج 1، ص 334.
ذهبی و برخی دیگر از بزرگان اهل سنت در باره یزید اینگونه آوردهاند:
عبد الملک در مکه به هنگام حج برای مردم خطبهای خواند و در آن برای مردم اینگونه سخن گفت: اما بعد، ای مردم! کسانی که قبل از من به خلافت رسیدند هم خود مال مردم را خوردند و هم به دیگران دادند تا بخورند، به خدا سوگند! مشکلات این امت را مداوا نخواهم کرد مگر با شمشیر؛ چرا که من مانند: عثمان خلیفهای مستضعف و مفلوک نیستم. و نیز خلیفهای سهلگیر و مسامحهگر همچون معاویه نیستم. و خلیفهای أبنهای همچون یزید نیستم. شما را تا زمانی تحمل میکنم که رایت و حکومت و منبر و تخت و تاجم در خطر نباشد. و ما نسبت به عمرو بن سعید با تمام قرابت و حقی که داشت اینگونه کردیم و او با سرش اینچنین کرد و ما نیز با شمشیرمان اینچنین میکنیم. این خبر را حاضرین به غائبین برسانند.
تاریخ الاسلام، ذهبی، ج 5، ص 325 ـ تاریخ مدینة دمشق، ج 37، ص 135ـ البیان والتبیین، جاحظ(255)، ج 1، ص 334.
یزید ملعون و تجاوز به مادر خودش وخواهر و دخترش
یزید تارک نماز، شارب خمر، متجاوز به مادر، دختر و خواهر:
عبدالله فرزند حنظله غسیل الملائکه برداشت خود را بعد از دیدار با یزید اینگونه بیان میدارد:
یاقوم! فواللّه ما خرجنا على یزید حتّى خفنا أن نرمی بالحجارة من السماء، أنّه رجل ینکح أمهات الأولاد، والبنات، والأخوات، ویشرب الخمر، ویدع الصلاة.
به خدا قسم از نزد یزید بیرون نیامدیم مگر این که ترسیدیم سنگ از آسمان بر سر ما بریزد، زیرا او کسى است که در امر زناشویى حریم شرع را رعایت نمىکند، شراب مىنوشد و نماز نمىخواند.
الطبقات الکبری، ابن سعد، ج 5، ص 66 ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 27، ص 429 ـ الکامل، ج 3، ص310 ـ تاریخ الخلفاء، ص 165.
عبدالله فرزند حنظله غسیل الملائکه برداشت خود را بعد از دیدار با یزید اینگونه بیان میدارد:
یاقوم! فواللّه ما خرجنا على یزید حتّى خفنا أن نرمی بالحجارة من السماء، أنّه رجل ینکح أمهات الأولاد، والبنات، والأخوات، ویشرب الخمر، ویدع الصلاة.
به خدا قسم از نزد یزید بیرون نیامدیم مگر این که ترسیدیم سنگ از آسمان بر سر ما بریزد، زیرا او کسى است که در امر زناشویى حریم شرع را رعایت نمىکند، شراب مىنوشد و نماز نمىخواند.
الطبقات الکبری، ابن سعد، ج 5، ص 66 ـ تاریخ مدینه دمشق، ج 27، ص 429 ـ الکامل، ج 3، ص310 ـ تاریخ الخلفاء، ص 165.
یزید ملعون وشراب خواری
علاقه یزید به شراب به قدری بود که دستور میداد تا بهترینها را برایش آماده کنند ذهبى از زیاد حارثى نقل مىکند:شرابى را یزید به من نوشانید که هیچ وقت مانند آن را نخورده بودم، گفتم چنین شرابى تا کنون نخوردهام، گفت: از انار حُلوان و عسل اصفهان و شکر اهواز و کشمش طائف و آب بردی تهیّه شده است.
سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص37.
علاقه یزید به شراب به قدری بود که دستور میداد تا بهترینها را برایش آماده کنند ذهبى از زیاد حارثى نقل مىکند:شرابى را یزید به من نوشانید که هیچ وقت مانند آن را نخورده بودم، گفتم چنین شرابى تا کنون نخوردهام، گفت: از انار حُلوان و عسل اصفهان و شکر اهواز و کشمش طائف و آب بردی تهیّه شده است.
سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص37.
قضیه چوب دستی و لب و دندان های امام حسین علیه السلام
گروهى که همراه اسیران کربلا از کوفه به
شام آمده بودند پس از ورود به شهر، سر بریده امام حسین را به مسجد دمشق
بردند.مروان حکم گفت: چه کار کردید؟ گفتند: هیجده نفر از مردان بنى هاشم به
میدان آمدند و ما هیچیک را زنده نگذاشتیم، این هم سرهاى بریده و اسیران
آنان، مروان ناراحت شد و مجلس را ترک کرد.برادرش یحى بن حکم همین سؤال را
پرسید و همان جواب را شنید، ولى او در جواب گفت: در قیامت بین خودتان و
محمّد پرده افکندید، من هیچگاه با شما در کارى همراهى نخواهم کرد، سپس
حرکت کرد و رفت.
اسیران و سرهاى بریده را نزد یزید بردند و او را از آنچه اتفاق افتاده بود آگاه کردند، هند دختر عبد اللّه بن عامر بن کریز، همسر یزید وقتى که گزارش شهادت و اسارت اهل بیت را شنید از حرمسرا بیرون آمد و وارد مجلس یزید شد و با دیدن سر بریده امام حسین ندبه و نوحه سر داد.
سپس یزید دستور داد مردم وارد قصرش شوند تا فتح و پیروزى بزرگش را تماشا کنند، سر بریده را مقابلش گذاشته بود و با چوب به دندانهاى امام اشاره مىکرد، یکى از اصحاب پیامبرصلی الله علیه و آله به نام أبو برزه اسلمى که در مجلس حاضر بود اعتراض کرد و گفت: چوب را از لب و دندانهاى حسین بردار که من خودم دیدم رسول خدا لبهاى حسین را مىبوسید، اى یزید قیامت خواهد آمد و شفیع تو ابن زیاد خواهد بود و شفیع حسین جدّش پیامبر خدا.
تاریخ طبرى، ج 4، ص 355 و 356 ـ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج 62، ص85 ـ مقتل الحسین(ع)، أبو مخنف أزدی، ص219 و 220 ـ الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج 4، ص85 ـ أسد الغابة، ابن الأثیر، ج 2، ص21 ـ الوافی بالوفیات، صفدی، ج 12، ص264.
اسیران و سرهاى بریده را نزد یزید بردند و او را از آنچه اتفاق افتاده بود آگاه کردند، هند دختر عبد اللّه بن عامر بن کریز، همسر یزید وقتى که گزارش شهادت و اسارت اهل بیت را شنید از حرمسرا بیرون آمد و وارد مجلس یزید شد و با دیدن سر بریده امام حسین ندبه و نوحه سر داد.
سپس یزید دستور داد مردم وارد قصرش شوند تا فتح و پیروزى بزرگش را تماشا کنند، سر بریده را مقابلش گذاشته بود و با چوب به دندانهاى امام اشاره مىکرد، یکى از اصحاب پیامبرصلی الله علیه و آله به نام أبو برزه اسلمى که در مجلس حاضر بود اعتراض کرد و گفت: چوب را از لب و دندانهاى حسین بردار که من خودم دیدم رسول خدا لبهاى حسین را مىبوسید، اى یزید قیامت خواهد آمد و شفیع تو ابن زیاد خواهد بود و شفیع حسین جدّش پیامبر خدا.
تاریخ طبرى، ج 4، ص 355 و 356 ـ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج 62، ص85 ـ مقتل الحسین(ع)، أبو مخنف أزدی، ص219 و 220 ـ الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج 4، ص85 ـ أسد الغابة، ابن الأثیر، ج 2، ص21 ـ الوافی بالوفیات، صفدی، ج 12، ص264.
یزید ملعون و آتش کشیدن مکه
پس از مرگ معاویه عبد اللّه بن زبیر در
مکه از بیعت با یزید امتناع کرد، یزید سپاهى به فرماندهى مسلم بن عقبه
روانه مدینه کرد که داستان فجیع و تلخ حرّه را به وجود آوردند، سپس لشکرش
به مکه اعزام کرد که در بین راه مسلم بن عقبه مىمیرد و فردى به نام حصین
بن نمیر جانشینش مىشود، او ابن زبیر را محاصره کرد و به وسیله منجنیق
سپاهش را که در داخل حرم بودند هدف قرار داد که کعبه در آتش سوخت.(فتح
الباری، ج 8، ص 245، رقم 4387)
و نیز به نقل از فاکهى از کتاب مکه مىنویسد:
لمّا أحرق أهل الشام الکعبة ورموها بالمنجنیق، وهت الکعبة.وقتى شامیان کعبه را با منجنیق هدف قرار داده و کعبه را به آتش کشیدند سقف و دیوار کعبه شکافته شد.(فتح الباری، ج 8، ص 354.)
و نیز به نقل از فاکهى از کتاب مکه مىنویسد:
لمّا أحرق أهل الشام الکعبة ورموها بالمنجنیق، وهت الکعبة.وقتى شامیان کعبه را با منجنیق هدف قرار داده و کعبه را به آتش کشیدند سقف و دیوار کعبه شکافته شد.(فتح الباری، ج 8، ص 354.)
پیغمبر و لعن قاتل امام حسین علیه السلام
ابن عساکر در تاریخ خود از عبد الله بن
عمرو روایت میکند: رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: یزید، که
خداوند او را مبارک نگرداند که مورد طعن و لعن است. اوست که حبیب من حسین
را به شهادت میرساند، و برای من خاک و تربت او را آورده، و قاتلش را به
من نشان دادهاند، بدانید که او را گروهی به شهادت میرسانند و هیچ کس به
یاری او نمیشتابد مگر گروهی که خداوند عذاب و عقاب خود را از آنها
برداشته است.
کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ، اسم المؤلف: علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی الوفاة: 975هـ ، ج 12 ص 59 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة: الأولى، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی ـ سبل الهدى والرشاد فی سیرة خیر العباد، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الصالحی الشامی الوفاة: 942هـ ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1414هـ ، الطبعة: الأولى، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوضج 10، ص 89
کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ، اسم المؤلف: علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی الوفاة: 975هـ ، ج 12 ص 59 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة: الأولى، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی ـ سبل الهدى والرشاد فی سیرة خیر العباد، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الصالحی الشامی الوفاة: 942هـ ، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1414هـ ، الطبعة: الأولى، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوضج 10، ص 89
جواز لعن یزید
خوشبختانه بر خلاف آنچه که از ابن تیمیّه و ابن کثیر و دیگران در توجیه جنایات یزید وجود دارد، بعضى از عالمان منصف اهل سنّت نه تنها اعمال یزید را تقبیح کردهاند، بلکه خوشنودى و رضایت او از شهادت امام حسین علیه السلام را موجب لعن و نفرین او دانستهاند.
تفتازانى در شرح العقائد النسفیّه مىگوید:
حق این است که رضایت یزید به قتل و شهادت حسین و خوشحالى او پس از شنیدن خبر آن و توهینش به اهل بیت رسول خدا(علیهم السلام) تواتر معنوى دارد و خبرش بسیار مشهور است، لعنت خدا بر او و یارانش باد.شرح العقائد النسفیة، ص 181.
یافعى مىنویسد:
از جمله کسانی که کافر محسوب میشوند کسی است که حکم و یا امر به قتل حسین علیه السّلام نموده است.
شذرات من ذهب، ابن عماد حنبلی، ج1، ص 68.
ذهبى مىنویسد:یزید ناصبى (دشمن على علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام) و خشن و تند خو بود، شرب خمر مىکرد و اعمال زشت انجام مىداد، حکومتش را با کشتن و به شهادت رساندن حسین آغاز کرد و با حادثه خونین حرّه (قتل عام مردم مدینه) پایان بخشید.
خوشبختانه بر خلاف آنچه که از ابن تیمیّه و ابن کثیر و دیگران در توجیه جنایات یزید وجود دارد، بعضى از عالمان منصف اهل سنّت نه تنها اعمال یزید را تقبیح کردهاند، بلکه خوشنودى و رضایت او از شهادت امام حسین علیه السلام را موجب لعن و نفرین او دانستهاند.
تفتازانى در شرح العقائد النسفیّه مىگوید:
حق این است که رضایت یزید به قتل و شهادت حسین و خوشحالى او پس از شنیدن خبر آن و توهینش به اهل بیت رسول خدا(علیهم السلام) تواتر معنوى دارد و خبرش بسیار مشهور است، لعنت خدا بر او و یارانش باد.شرح العقائد النسفیة، ص 181.
یافعى مىنویسد:
از جمله کسانی که کافر محسوب میشوند کسی است که حکم و یا امر به قتل حسین علیه السّلام نموده است.
شذرات من ذهب، ابن عماد حنبلی، ج1، ص 68.
ذهبى مىنویسد:یزید ناصبى (دشمن على علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام) و خشن و تند خو بود، شرب خمر مىکرد و اعمال زشت انجام مىداد، حکومتش را با کشتن و به شهادت رساندن حسین آغاز کرد و با حادثه خونین حرّه (قتل عام مردم مدینه) پایان بخشید.
اقامه عزا برای امام حسین علیه السلام در سال 352هـ
ذهبی در شرح وقایع عزاداری سال 352 هـ اینچنین مینویسد:
معز الدوله مردم را به بستن بازارها امر کرد و آسیابانها را از آرد کردن و طباخها را از طبخ منع کرد، و علمهای عزا را در بازارها برافراشتند. و زنها در حالی که بر سر و صورت خود میزدند و مو پریشان کرده بودند به کوچه و خیابان ریختند و بر مصیبت حسین علیه السلام عزاداری کردند و نوحه خوانی نمودند و این اولین نوحهسرایی بود که در بغداد برگزار میشد.(تاریخ الإسلام، ج 26، ص11)
نخستین سوگوارى ها پس از عاشورا
بنابر گواهى نخستین اسناد مکتوب عاشورا، عزادارى اهل سنت و شیعیان همزمان و پس از حادثه عاشورا به وقوع پیوست. طبرى داستان عبور خاندان امام حسین توسط لشکریان یزید از مسیر قتلگاه را یاداور شده و ذکر مصیبت حسین(علیه السلام) را که توسط خواهرش زینب هنگام دیدن پیکر غرقه به خون و بى سر برادر بر زبان آورده شده است، این گونه گزارش مى کند: «یا محمداه، یا محمداه! درود فرشتگان آسمان بر تو! این حسین است که در بیابان افتاده، با خون خود آغشته گردیده، اعضایش قطه قطعه شده. یا محمداه! دخترانت اسیر شده اند و اولادت از دم تیغ گذرانده شده اند که بر پیکرشان باد مىوزد...» وى در ادامه مى افزاید: «با این جملات و کلماتى که زینب ادا کرد، همه حاضران و دوست و دشمن اشک ریختند.
بنابر گواهى نخستین اسناد مکتوب عاشورا، عزادارى اهل سنت و شیعیان همزمان و پس از حادثه عاشورا به وقوع پیوست. طبرى داستان عبور خاندان امام حسین توسط لشکریان یزید از مسیر قتلگاه را یاداور شده و ذکر مصیبت حسین(علیه السلام) را که توسط خواهرش زینب هنگام دیدن پیکر غرقه به خون و بى سر برادر بر زبان آورده شده است، این گونه گزارش مى کند: «یا محمداه، یا محمداه! درود فرشتگان آسمان بر تو! این حسین است که در بیابان افتاده، با خون خود آغشته گردیده، اعضایش قطه قطعه شده. یا محمداه! دخترانت اسیر شده اند و اولادت از دم تیغ گذرانده شده اند که بر پیکرشان باد مىوزد...» وى در ادامه مى افزاید: «با این جملات و کلماتى که زینب ادا کرد، همه حاضران و دوست و دشمن اشک ریختند.
عزادارى براى عبدالمؤمن ( م 346 ق . )
عبدالمؤمن بن خلف ، از فقیهان مذهب ظاهرى و پیرو مکتب محمد بن داود است . نسفى درباره خاکسپارى وى چنین میگوید :
در تشییع جنازه عبدالمؤمن شرکت جستم ، صداى طبل و دهل آن چنان گوش خراش بود گویا آنکه لشکرى به شهر بغداد یورش برده است . این مراسم ادامه داشت تا آنکه مردم براى برپایى نماز میت آماده شدند . »تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 10 ، ص 272 ؛ سیر اعلام النبلاء ، ج 15 ، ص480.
عبدالمؤمن بن خلف ، از فقیهان مذهب ظاهرى و پیرو مکتب محمد بن داود است . نسفى درباره خاکسپارى وى چنین میگوید :
در تشییع جنازه عبدالمؤمن شرکت جستم ، صداى طبل و دهل آن چنان گوش خراش بود گویا آنکه لشکرى به شهر بغداد یورش برده است . این مراسم ادامه داشت تا آنکه مردم براى برپایى نماز میت آماده شدند . »تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 10 ، ص 272 ؛ سیر اعلام النبلاء ، ج 15 ، ص480.